ارتینارتین، تا این لحظه: 10 سال و 6 ماه و 21 روز سن داره

پرسه های مادرانه

تو وجودت پر از خیر و برکته عزیزدلم

    نفس مامان خیلی بچه ی خوبی هستی ... اروم و صبور مامانی دوران بارداری راحتی داره ... اصلا مامان رو اذیت نمیکنی ... مامان راحت میتونه غذاشو بخوره و حالت تهوع نداره   فقط چند هفته ی اول هر دومون اذیت شدیم چون مامانی یکم هیجانش باعث شده بود نتونه خودشو جمع و جور کنه و همه چی یه خرده بهم ریخته بود اما الان خیلی خیلی بهتره و داره با تو عشق بازی میکنه   یه تغییر و تحول بزرگ توی زندگی ما اتفاق افتاد شما اومدی و بابایی کار جدیدشو شروع کرد   تو پاک و معصومی برای مام...
26 شهريور 1394

هفته 8

امروز 8 هفته و سه روزه که شما توی دل مامانی جا گرفتی   چند شب پیش رفتیم سونوگرافی و خانم دکتر گفت قلب شما خیلی منظم و طبیعی میزنه خیلی دعا کرده بودم عزیزدلممممممم قربون قلب کوچیکت بشم این دومین عکس شماست     عاشقتممممم مامانی     ...
22 شهريور 1394

هفته 6

با تو دارم فصل دیگه یی از زنانگی و زندگی رو تجربه میکنم ان روزا ورد زبونم شده این شعر     باور نکن تنهاییت را من در تو پنهانم تو در من ازمن به من نزدیکتر تو ازتو به تو نزدیکتر من   بای چند هفته ی دیگه صبر کنم تا بتونم برم سونوگرافی و صدای قلب خشگلت رو بشنوم :) ...
11 شهريور 1394

بدون عنوان

عشق مامان شما الان 5 هفته داری 5 هفته یی که تموم روزاش رو با تموم وجودم حس کردم و از معجزه ی وجود تو لبریز شدم  خشگل مامان هنوزم باورم نمیشه هر هقته توی تقویم بارداری هفته به هفته راجب شما میخونم و باهات انس میگیرم ... قدت 3 میلی متره فدات شم و اندازه یک دونه سیبی واقعا چقدر خدا بزرگ و توانمنده خدایااااا صدهزار مرتبه شکرت من رفتم سونوگرافی تا شما رو برای اولین بار ببینیم ... خانم دکتر گفت همه چیز اوکیه ولی نتونست قلب کوچیکتو پیدا کنه و گفت که دومنه هفته ی دیگه برم ولی من تورو حس میکنم شما تو دل مامانی جات امنِ امنه فسقلم راحت بزرگ شو و اروم باش ...
4 شهريور 1394
1